العلامة المجلسي

999

حياة القلوب ( فارسي )

بلقيس بود از زمين هموار وناهموار تا زمين آن تخت به زمين اين تخت رسيد وسليمان تخت را كشيد وزمين برگشت در كمتر از چشم زدن ، سليمان گفت : چنان خيال كردم كه از زير تخت من بيرون آمد « 1 » . در أحاديث صحيح ومعتبرهء بسيار از امام محمد باقر وامام جعفر صادق وامام على نقى عليهم السّلام منقول است كه : خدا را هفتاد وسه اسم أعظم است ، ونزد آصف وزير سليمان يكى از آنها بود كه تكلّم به أو مىنمود كه شكافته شد يا فرو رفت آنچه از زمين ميان أو وتخت بلقيس بود تا به دست خود تخت را گرفت . وبه روايات ديگر دو قطعه زمين به يكديگر رسيد وتخت از آن قطعه به اين قطعه منتقل شد ودر كمتر از چشم زدن زمين به حال خود برگشت ، از آن اسماى أعظم هفتاد ودوتا را خدا به ما داده است ويكى مخصوص خدا است كه به احدى از خلق خود نداده است « 2 » . به سند معتبر منقول است كه : شخصي از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام پرسيد : آيا جميع علوم پيغمبران عليه السّلام به پيغمبر آخر الزمان صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به ميراث رسيد از آدم تا آن حضرت ؟ فرمود : بلى ، خدا هيچ پيغمبرى را مبعوث نگردانيده است مگر آنكه محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از أو داناتر است . راوي عرض كرد : عيسى عليه السّلام مرده را زنده مىكرد به اذن خدا . فرمود : راست گفتى وسليمان عليه السّلام نيز زبان مرغان را مىفهميد ورسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به همهء اين منزلتها قادر بود . پس فرمود : بدرستى كه سليمان طلب هدهد كرد ، چون نيافت أو را در جاى خود به خشم آمد وگفت آنچه خدا از أو ياد كرده است ، واز براي آن به غضب آمد كه أو را بر آب دلالت مىكرد وبه أو محتاج بود ، وهدهد مرغى بود وبه أو علمي داده بودند كه به سليمان نداده بودند وحال آنكه باد وموران وجنّيان وآدميان وديوان ومتمرّدان همه در فرمان أو بودند وآب را در زير هوا نمىدانست ومرغ آن را مىدانست ،

--> ( 1 ) . كامل الزيارات 59 . ( 2 ) . كافى 1 / 230 ؛ بصائر الدرجات 208 .